تبليغاتX
درد و دل های یک ...

درد و دل های یک ...

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان زو شده ام بی سر وسامان که مپرس

نامه دکتر به بوش

این هم از نامه آقای دکتر به بوش . واسه خودم که جالب بود واسه شماها رو نمیدونم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط پرنده  | 

فرقان الحق : قرآن قرن 21 !!!

این خبر مربوط به چند ماه قبله  ولی با این وجود باز هم گذاشتمش تا ببینید که ...

به تازگی یکی از مجلات اسلامی که در کشور کویت منتشر می شود خبر از ظهور کتاب خطرناکی نموده که توسط انجمن های تبشیری و برای مبارزه طلبی با قرآن به چاپ رسیده است.
انتشار این قرآن دروغین که به نام «فرقان الحق» چاپ شده توسط دو انتشارات آمریکایی به نامهای Omega2001 و Wine press صورت گرفته است.
این کتاب دارای مقدمه ای است از دو عضو کمیسیون نشر آن به نامهای مهدی و صفی. آنها در این مقدمه اعلام کرده اند که این کتاب را برای جهان اسلام و مخصوصا اعراب نوشته اند!
کتاب ساختگی فرقان الحق از366 صفحه تشکیل شده و در قطع متوسط به چاپ رسیده است و مشتمل بر زبان عربی و انگلیسی می باشد.
مقدمه این کتاب فراخوانی است به اختلاط عقاید و آزادی ادیان و مؤلفان آن گمان برده اند که این کتاب برای انسانهایی است که به دنبال نور و هدایت بوده واعتقادی به تبعیض نژاد،رنگ، جنس، امت و یا دین ندارند.
در ضمن دعوت به مسیحیت تحریف شده و سه گانه پرستی بصورت آشکار در آن مشاهده می شود.
این کتاب شامل 77 سوره می باشد. که ا ز جمله این سوره های ساختگی : الفاتحه – المحبة- المسیح- الثالوث- المارقین- الصلب- الزنی- الماکرین- الرعاة- الانجیل- الأساطیر- الکافرین- التنزیل- التحریف- الجنة- الأضحی- العبس- الشهید.... الخ می باشند.
در این کتاب شیطانی، به جای بسم الله الرحمن الرحیم با چنین عبارتی مواجه خواهیم شد:
بسم الأب الکلمة الروح الإله الأوحد... مثلث التوحید..موحد التثلیث ما تعدد.
سپس با سوره فاتحه روبرو خواهیم شد که در واقع تقلیدی است از قرآن جهت فریبکاری و به دنبال آن سوره های نور سپس سلام و غیره..
همچنین در سوره ساختگی سلام که که دستکاری در آیات قرآن می باشد و تلفیق آن به نحوی است که مطابق با اهداف مؤلفان این کتاب است، به چنین دروغ پردازیهایی بر می خوریم:
و الذین اشتروا الضلالة و أکرهوا عبادنا بالسیف لیکفروا بالحق ویؤمنوا بالباطل أولئک هم أعداء الدین القیم و أعداء عبادنا المؤمنین.
و کسانی که گمراهی را برای خویشتن خریده و بندگانمان را با شمشیر مجبور کرده اند تا به حق کفر ورزند و به باطل ایمان بیاورند اینان دشمنان دین استوار و دشمنان بندگان مؤمن ما هستند.
و در همین سوره بر خداوند دروغ بسته شده که:
یا ایها الناس لقد کنتم أمواتا فأحییناکم بکلمة الإنجیل الحق... ثم نحییکم بنور الفرقان الحق.
ای انسانها ما شما را با انجیل حق زنده گردانیدیم... سپس شما را با نور فرقان الحق زنده می گردانیم.
و بدین ترتیب تحریف و دستکاری در آیات خداوند در تمامی آیات به چشم می خورد.
سپس در افتراء بر خداوند متعال گستاخی را به نهایت رسانده و اینچنین گفته اند:
لقد افتریتم علینا کذبا بأنا حرمنا القتال فی الشهرالحرام ثم نسخنا ما حرمنا فحللنا فیه قتالا کبیرا!!
یقینا که برما دروغ بسته اید که ما جنگ در ماههای حرام را حرام نموده ایم سپس ما این حرمت را نسخ نموده و در این ماهها جنگهای بزرگی را حلال نموده ایم.
می بینمیم که چگونه جنگ در ماههای حرام را برخود حلال کرده اند و شاید مقصودشان جنگی است که خود اخیرا در رمضان و ماههای حرام به پاکرده اند!!
و کفر و بهتانشان را در سوره ای که گمان کرده اند توحید است ادامه داده و اینچنین ساخته اند:
ما کان لکم أن تجادلوا عبادنا المؤمنین فی ایمانهم و تکفروهم بکفرکم فسواء تجلینا واحدا أو ثلاثه أو تسعة وتسعین فلا تقولوا ما لیس لکم به من علم و إنا أعلم من ضل عن السبیل.
شما را چه که با بندگان مان در ایمانشان به مجادله می پردازید و با کفر خویش آنها را کافر انگاشته اید. زیرا برای ما فرقی ندارد که به صورت تک یا سه یا نه و یا نود متجلی شویم پس درباره آنچه که بدان علم ندارید سخن نگویید و ما خود بهتر می دانم که چه کسی راه را گم کرده است.
و به دنبال آن به مسلمانان تهمت نفاق زده اند که:
وقلتم آمنا بالله و بما أوتی عیسی من ربه، ثم تولیتم منکرین... و من یبتغ غیر ملتنا دینا فلن یقبل منه... و هذا قول المنافقین!!
و گفتید که به خدا و آنچه که از سوی خدا به عیسی داده شده ایمان داریم و سپس آنرا انکار نمودید... و(سخن شما که) هر کس که غیر از ملت ما دینی را برگزیند از او قبول نخواهد شد ... سخن منافقان است !!
اینها با این اراجیف خود در واقع اتباع دین اسلام و سخن خداوند را انکارکرده اند که می فرماید:
﴿ و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرین ﴾
(( و هر آنکه به غیر از اسلام برای خویشتن دینی برگزیند از او قبول نخواهد شد و در آخرت از جمله زیانکاران می شود)).
و در سوره صلب اینچنین گفته اند:
إنما صلبوا عیسی المسیح ابن مریم جسدا بشرا سویا و قتلوه یقینا..
براستی که بدن عیسی بن مریم را مانند دیگر انسانها به صلیب کشیدند و به طوریقین او را کشتند.
که ردی است بر قول خداوند متعال که می فرماید: ﴿ و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم
(( و او را نه کشتند و نه به صلیب کشیدند و لیکن کار بر آنها مشتبه شد( و متردد گردیدند که آیا عیسی یا دیگری را کشتند و دراینباره با یکدیگر اختلاف پیدا کردند)
و درسوره ثالوث گمان برده اند که :
و نحن الله الرحمن الرحیم ثالوث فرد إله واحد لا شریک لنا فی العالمین.
و ما خداوند رحمان و رحیمی هستیم.، سه گانه ای یگانه!! معبود واحدی که شریکی در جهان برای ما نیست.
و در همین سوره با نهایت سفاهت اسماء الحسنی و صفات علیای خداوند را انکارنموده اند:
إن أهل الضلا ل من عبادنا اشرکوا بنا شرکا عظیما فجعلونا تسعة و تسعین شریکا بصفات متضاربة و أسماء‌للانس و الجان یدعوننی بها و ما أنزلنا بها من سلطان... و افتروا علینا کذبا بأنا الجبار المنتقم المهلک المتکبر المذل ، و حاشا لنا أن نتصف بإفک المفترین و نزهنا عما یصفون..
همانا اهل گمراهی از بندگان ما، به ما شرکی بس بزرگ ورزیده و ما را نود و نه شریک قرار داده اند. با صفات متناقض و اسمهای انس و جن که مرا با آنها می خوانند در صورتی که هیچ دلیلی از ما ندارند... و به دروغ بر ما افتراء بسته اند که ما جبار و منتقم و هلاک کننده و متکبر و خوارکننده می باشیم و حاشا که ما خود را به بهتان درغگویان متصف کرده باشیم و ما ازآنچه که اینان وصف می کنند پاک و مبراء می باشیم.
پس بنگرید که این چه قرانی است که سخن خداوند عزوجل را در معجزه جاوید خویش انکار نموده که:
﴿ و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها ﴾
(( خداوند نامهای نیکو دارد پس او را با این نامها بخوانید))
و سخن خداوند عزوجل که می فرماید: ﴿ هو الله الذی لا اله إلا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیر الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون ﴾
و طولی نکشید که اسرار سینه ها و حیله های درونشان را در سوره موعظه آشکارساختند.
ترسشان ازجهاد و رغبتشان در نشر فرهنگ تسلیم ،‌ترس ،‌ ضعف و بردگی در سرزمینهای اسلامی. چنین گفتند:
وزعمتم بأنا قلنا قاتلوا فی سبیل الله و حرضوا المؤمنین علی القتال و ما کان القتال سبیلنا و ما کنا لنحرض المؤمنین علی القتال إن ذلک إلا تحریض شیطان رجیم لقوم مجرمین.
و گمان کرده اید که ما گفته ایم در راه خدا بجنگید و مؤمنین را بر جهاد تشویق کنید . و جهاد راه ماه نیست و ما مؤمنین را برای جهاد تشویق نمی کنیم . براستی که این کار مگر تشویق شیطان رانده شده برای قوم مجرم نیست.
و می بینیم که دشمنان خدا دست از کارهای بیهوده خویش در مورد کتاب خدا بر نمی دارند، ولی خداوند نورش را کامل خواهد کرد ، اگر چه کافران ناراحت شوند.
و پاک و منزه است آنکه فرموده:
﴿ إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون ﴾

((ما خود قرآن را فرستاده ایم و خود ما پاسدار آن می باشیم))


صدق الله العظیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط پرنده  | 

انا لله و انا الیه راجعون

 

دکتر تنها تر شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط پرنده  | 

یه عکس جالب

جل الخالق !! آدم بعضی وقتها چه چیزا که نمی بینه !!!

 کار خداست دیگه !!! حالا اینجارو کلیک کنید تا ببینید منظورم چیه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط پرنده  | 

یاابن الحسن ... نیامدی

چه روزها که يک به يک غروب شد، نيامدي

 چه اشکـها که در گلـو رسوب شد، نيامدي

 خليل آتشين سخن، تبر به دوش ، بت شکن

 خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي

 براي ما که خسته ايم و دل شکسته ايم ، نه

 ولي بـراي عـده اي چـه خوب شد، نيامدي

 تمـام طـول هـفتـه را در انـتـظار جـمـعـه ايم

دوبـاره صـبــح، ظـهــر، غــروب شد، نيامدي/.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط پرنده  | 

New look

بالاخره پوست وانیا رو قلفتی (غلفطی ، غلفتی ، قلفطی !!! ) کندم !!
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط پرنده  | 

بی نهایت

معلم دو خط موازی روی تخته سیاه کشید.معلم در حال توضیح ادامه درس بود ...

دو خط موازی به هم نگاهی کردند.حس عجیبی داشتند.هر کدومشون فکر می کردند که اون یکی قشنگترین و صاف ترین خط دنیاست.خط اولی به دومی گفت :ما میتونیم با هم زندگی کنیم، من کار میکنم ، میتونم روزها جز خط های ریل قطار باشم و شب ها هم تو خط کشی های وسط خیابون کار کنم.خط دومی گفت : آره منم میتونم خط تو دفتر مشق بچه ها باشم . خط اولی گفت :وای چه خوب ، پس ما میتونیم ...

تو همین موقع بود که معلم گفت : دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسند .

یه دفه هر دو تاشون ساکت شدن.شاید هم نمی تونستن چیزی بگن چون بغض گلوشونو گرفته َبود.نمیدونستند که باید چی کار کنن ، چون تا قبل از این فکر هم نمی کردند که بتونند حتی یه لحظه هم بدون هم زندگی کنن ؛ اما حالا ...

یکی از بچه های کلاس پرسید : " خانم اجازه !! یعنی دو تا خط موازی هیچ وقت هیچ وقت به هم نمیرسن ؟؟!! "

خانم معلم جواب داد : " شاید تصورش یه کم سخت باشه ولی میگن که تو تا خط موازی تو بی نهایت به هم میرسند. "

یه دفه یه نور امید تو دل هر دو تاشون به وجود اومد.خط دومی گفت : هی !! ناراحت نباش ما میتونیم به هم برسیم، فقط باید یه کم سختی بکشیم ، ما به هم میرسم فقط بدیش اینه که تو بینهایت به هم میرسم !!  اولی گفت : آره ما میتونیم !! فقط باید رشد کنیم و اونقدر بزرگ بشیم که به بینهایت برسیم !

اونوقته که ما  :

به هم میرسیم !!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط پرنده  | 

حاج احمد متوسلیان ؛ فرمانده اسطوره ای و شیر در زنجیر

حاج احمد متوسلیان در سال 1332 ، مقارن با كودتای سیاه آمریكایی در محله امامزاده سیداسماعیل خیابان مولوی تهران متولد شد .وی دوران تحصیلات خود را در دبستان اسلامی «مصطفوی» سپری كرد. از همان كودكی ضمن اشتغال به درس و مدرسه به رغم نارسایی قلبی و ضعف توان جسمی در مغازه شیرینی ‌فروشی پدرش-" ‌ قنادی متوسلیان یزدی " - واقع در بازار تهران مشغول شد.

احمد ده ساله بود كه قیام مردم مسلمان تهران در پانزدهم خرداد سال 1342 در دفاع از رهبر نهضت حضرت امام خمینی و سركوبی وحشیانه مردم توسط رژیم پهلوی  را به نظاره نشست.او پس از پایان تحصیلات مقطع ابتدایی در هنرستان صنعتی اخباریون، ثبت ‌نام كرد و در كلاس شبانه این هنرستان مشغول به تحصیل در رشته برق صنعتی شد كه موفق شد تحصیلات متوسطه را در سال 1351باموفقیت به اتمام رسانده و دیپلم فنی دریافت كند .

متوسلیان بعد اخذ دیپلم  تحصیل در رشته مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت را آغاز نمود  و هم زمان در یك شركت خصوصی تأسیسات فنی ، استخدام و مشغول به كار شد. همزمان نیز با تشكل‌ های مكتبی و سیاسی پیرو خط امام (ره) رابطه تنگاتنگی برقرار كرد.  او در این دوران مسئولیت پخش مخفیانه اعلامیه‌ ها و پیام‌های رهبر در تبعید انقلاب، حضرت امام  ،  در سطح محلات جنوبی شهر تهران را برعهده داشت .

در بهار سال 1357 احمد به بهانه مأموریت شغلی در خارج از مركز راهی شهرستان خرم‌آباد شد و برای عادي‌ سازی تحركات خود در سطح استان لرستان و سهولت فعالیت‌ نیمه مخفی خود به عنوان كارگر برق آغاز به كار كرد. وی در آنجا مشغول پخش اعلامیه بود كه به همراه دو نفر از دوستانش دست گیر می شود.

متوسلیان  به محض دستگیری بدلیل اینكه آن دو دوستش متاهل بودند، تمام مسئولیت چاپ و تكثیر اعلامیه ها را برعهده گرفت در نتیجه محكوم به زندان شد . .در زندان فلك‌الافلاك خرم‌آباد او در زیر سخت ‌ترین شكنجه‌ ها مقاومت كرد و دم بر نیاورد.وی با روی كارآمدن دولت ازهاری و ترفند جدید رژیم، مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی ، در هفتم آذر 1357از زندان آزاد شد وبه محض آزادی از زندان نیز به خدمت زیر پرچم احضار شد.

احمد متوسلیان  پس از اعزام به خدمت ابتدا درمركز زرهی شیراز دوره تخصصی تانك را با موفقیت طی كرد و با درجه گروهبان دومی و رسته سازمانی فرمانده تانك به شهر مرزی سرپل ذهاب در غرب كشور اعزام شد. به رغم فضای سراسر خفقان حاكم بر ارتش طاغوت، گروهبان دوم زرهی احمد متوسلیان از كمترین فرصت‌ها برای افشای ماهیت ضداسلامی رژیم در بین سربازان هم ردیف خود به نحو احسن استفاده مي‌كرد.  با فرار شاه و همزمان با گسترش تظاهرات مردمی و فرار روزافزون نظامیان مسلمان از پادگان‌ها وی نیز  در اوایل بهمن 1357 به تهران بازگشت و بلافاصله نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات مردمی در محلات جنوبی شهر تهران را برعهده گرفت.

متوسلیان در جریان درگیري‌های مسلحانه روزهای سرنوشت ساز 21، 22 بهمن سال 1357 همیشه حاضر بود و بي‌پروا و بدون خستگی ، رهبری مصاف مردم مسلح  بانیروهای روحیه باخته ساواك و گارد مزدور شاهنشاهی را برعهده داشت.

 احمد متوسلیان با به ثمر رسیدن نهضت مردم ایران و تشكیل سپاه وارد سپاه شد. دوره سوم آموزش نظامی سپاه را در سعدآباد تهران گذراند و فعالیت خود را رسما در سپاه آغاز كرد . در بهار سال 1358 و آغاز درگیري‌ های گنبد وی  به آنجارفت. در بازگشت از درگیری گنبد و تشكیل گردان‌های رزمی سپاه، فرماندهی گردان دوم سپاه به احمد واگذار شد.

در همین زمان امپریالسیم جهانی با ایجاد درگیری در كردستان به جنگ با انقلاب برخاست .احمدمتوسلیان و رزم‌آوران همراهش در وهله نخست عازم بوكان شدند و توانستند  شهری را كه حكم ستاد پشتیبانی و لجستیك ائتلاف ضد انقلاب را داشت  با مدد لیاقت و تدبیر و قدرت فرماندهی ، آزاد و اشرار مسلح را متواری كنند. متوسلیان با گروهش سپس روانه مهاباد شد. این شهررا نیز  كه ضدانقلاب آن را دژ شكست‌ ناپذیر خود مي‌نامید، با یك نقشه حساب شده و استعانت از پروردگار، آزاد كرد.و به سقز رفت و آنجا را نیز از لوث ضد انقلابیون پاكسازی كرد .

ضدانقلاب كردستان كه سنندج را در اختیار داشت، سرمست از این توفیق ، نیروهای انقلاب را به رویارویی فرا مي‌خواند. براساس  ضرورت آزادسازی سندج ، احمد به اتفاق معاون سلحشور خود شهید محمد توسلی همراه با جمعی از رزمندگان سپاه و ارتش و با هدایت شهید بروجردی به سنندج یورش بردند. و پس از نبردی مردانه و به شهادت رسیدن تعدادی از رزمندگان ، سندج را نیز آزاد كردند.

حاج احمد متوسلیان در زمستان سال 1358  از طرف شهید بروجردی مأموریت یافت كه ضمن پاكسازی جاده پاوه كرمانشاه، حلقه محاصره‌ای را كه ضدانقلاب بر گرد شهر پاوه كشیده بود در هم بشكند. ضد انقلاب با استفاده از امكانات و تجهیزات اهدایی ابرقدرت‌ها كه زندگی را بر مردم شریف و مسلمان پاوه تنگ كرده بود، با آتش كور خود از ارتفاعات مشرف به شهر، خانه‌ها، مدارس، مساجد، و معابر عمومی را بي‌وقفه نشانه می گرفت لذا متوسلیان  با اتخاذ طرحی نظامی توانست محاصره پاوه را بشكند و مردم مظلوم آن دیار را از زیر سلطه ضدانقلابیون نجات دهد.

حاج احمد متوسلیان پس از فتح پاوه به حكم سردار بروجردی به سمت فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد . در این دوران وی طی عملیات‌های مختلف توانست ارتفاعات و مناطق حساس منطقه را پاكسازی كند.

دراردیبهشت‌ 1359 متوسلیان  بار دیگر كوله ‌بار سفر بست و راهی مریوان شد.  و به دستور بروجردی مسئولیت آزادسازی این شهر را برعهده گرفت .شهری كه مركز عمده فعالیت های ضد انقلابیون كومله بود. وی در این عملیات نیز سربلند خارج شد و توانست این شهر را نیز از تصرف دشمنان انقلاب آزاد كند .

پاییز سال 1360 احمد به همراه تنی چند از سلحشوران جنگ و از جمله شهید همت به سفر روحانی حج مشرف شدند كه در بازگشت از این سفر تحفه ‌ای تبرك یافته به نام نامی حضرت خاتم‌الانبیا را به ارمغان آورد و در تقارن 27 رجب‌المرجب عید مبعث تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) را بنا نهادند.

این تیپ با یارانی از مریوان و پاوه و همدان شكل گرفت و حاج احمد به فرماندهی این تیپ منصوب شد و در صبحدم سرد یكی از آخرین روزهای دیماه 1360 حاج احمد پس از وداعی گرم و پرشور با باقیمانده نیروهای سپاه مریوان راهی دیار جنوب شد و پادگان دو كوهه با ساختمان های نیمه ‌سازش، پذیرای سیل نیروهای بسیجی بود كه برای تشكیل گردان‌ های تیپ محمد رسول‌الله (ص) سرازیر شده بود.

روز اول فروردین 1361 عملیات فتح‌ المبین آغاز شد و تیپ محمد رسول‌الله (ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان علاوه بر مأموریت‌هایی كه داشت مأمور خاموش كردن توپخانه عراق شد. تیپ حضرت رسول  با هدایت و فرماندهی حاج احمد دراین امر موفق شد و فتح‌المبین بزرگی به وقوع پیوست. عملیات بیت‌المقدس دومین عملیاتی بود كه حاج احمد و تیپ نوپایش در آن شركت داشتند كه در این عملیات نیز این تیپ نقش بزرگی داشت .

حاج احمد متوسلیان پس از فتح خرمشهر و تثبیت مواضع رزمندگان اسلام در آنجا، اواخر خرداد ، طی ماموریتی همراه یك هیات عالي‌رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران‌، به سوریه و لبنان سفر مي‌كند تا راههای كمك به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را از نزدیك بررسی كند‌. در جریان یورش ظالمانه اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1361 اطلاع دادند كه بیروت محاصر شده و ساختمان  سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در معرض خطر است. موسوی كاردار سفارت ایران از حاج احمد كه در لبنان بود خواست برای تخلیه اسناد موجود در سفارتخانه اقدام كند.

صبح روز چهاردهم تیرماه 1361 حاج احمد آماده حركت شد. همگی اصرار داشتند كسی دیگر به جای او به این مأموریت اعزام شود . اما حاج احمدمتوسلیان  اصرار داشت كه خودش این كار را انجام دهد. در ساعت 30/12 دقیقه ظهر روز 14 تیر سال 1361 اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان هنگام عزیمت به بیروت در یك پست ایست و بازرسی موسوم به حاجز باربرا به فاصله 40 كیلومتری بیروت متعلق به شبه نظامیان مارونی (حزب كتائب) متوقف شد و چهار سرنشین آن به رغم داشتن مصونیت دیپلماتیك توسط تروریست‌ های جیره‌ خوار رژیم تل‌آویو به گروگان گرفته شدند

امروز حدود ۸۸۰۰ روز از اسارت این سردار رشید اسلام می گذرد ولی هنوز ...

این پست رو هم واسه مسعود  جونم گذاشتم تا دیگه نگه : "حالا ی کمی درباره ی این بزرگوار هم توضبح می دادی چی می شد می ... " !!!

با این که نوشتنش خیلی طول کشید ولی فقط به خاطر مسعودم !!! (مسعود فقط جون من درباره این موضوع از قادر سوالی نکنی ها !!!  اگرم خودش یه چیزی گفت باور کن د(و)روغ میگه !!)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط پرنده  | 

حاج احمد

انصافا میدونستید که ۱۵ فروردین تولد سردار رشید اسلام  جاویدالاثر حاج احمد متوسلیانه ؟؟

-شما : آره ، خوب همه میدونن !! مگه تو نمیدونستی ؟؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط پرنده  | 

Video Clip

اگه میخوای یه کلیپ قشنگ ببینی اینجا رو کلیک کن
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط پرنده  |